موضوع: رهبری خویشتن

هو العزيز

 

نوروز 88 بر همگان مبارک ! سالي پرشکوه و عظمت و جلال براي تک تک بندگان خدا آرزو مي کنيم .

بويژه براي  کاربران عزيز سايت و همه دوستاني که همواره در تلاش براي درک بالاتري هستند . پاسخ مي دهند . نقد مي کنند و در انتظار مطلب جديد فرصت يافتن بيشتري مي يابند .

 

در مطلب گذشته گفتيم در اين دنيا واقعيت لزوما بر حقيقت منطبق نيست و اين جدايي براي ما دردسر هايي مي آفريند که گاه زندگي را بيش از انکه قابل تصور باشد بر ما تلخ مي کند .  دو اثر مهم براي بازشناسي واقعيت از حقيقت بيان نمودم و از اين طريق به دو شاخص کاربردي دست يافتيم :

 

' هر گاه خود را با يک امر پيچيده  مواجه ديديم ، از حقيقت آن امر دور هستيم . '

و يا :

' به ميزاني که امري براي ما پيچيده است ، به همان ميزان از حقيقت آن دور هستيم . '

 

پس در واقع تلاش ما براي شناخت بيشتر يک امر پيچيده در صورتي در جهت صحيح پيش مي رود که بتوانيم آن را ساده کنيم .

 

و نيز : 'هرگاه با امر متکثري مواجه شديم ، از حقيقت دور شده ايم . '

 

اما اگر توانستيم به امري واحد تبديلش کنيم به حقيقت نزديک شده ايم .

 

و از شما خواستم تا با ارائه مثال هاي کاربردي در زندگي روز مره مرا ياري کنيد . اما نمي  دانم چرا هرچه منتظر ماندم مثال هاي روشن و واضح کمتر يافتم . ( پيچيدگي )

اينک مي خواهم با ارائه مثال هاي متعدد ( ولي با الگوي واحد )، ذهن شما عزيزان را بيشتر با اين نگرش آشنا نمايم .

الف : در حوزه کلان :

اوباما : اوضاع در افغانستان پيچيده تر از عراق است .

ايران : اوضاع در خاورميانه پيچيده تر از آن چيزي است که آمريکائي ها بتوانند از عهده حل آنها برايند .

کارشناسان اقتصادي : (در بحران اخير ) اوضاع اقتصادي جهان روز بروز پيچيده تر مي شود .

کارشناسان مديريت : ما در مديريت با جنگلي از تئوري ها مواجهيم .

کارشناسان بهداشتي : مبارزه با عوامل بيماري زا بسيار پيچيده تر از آنست که فکر مي کنيم .

کارشناسان آموزشي : عوامل متعددي در بالا رفتن سطح آموزش دانش آموزان دخيلند .

معاونت دانشجويي در دانشگاه : مسائل دانشجويان بويژه دانشجويان شهرستاني بسيار پيچيده است .

ب : در حوزه خرد :

در نظر بگيريد هر يک از ما در زندگي  شخصي و فردي خود حداقل با يک مشکل اساسي  مواجه هستيم که در حدود 80 درصد وقت مفيد ما را به خود اختصاص مي دهد . اگر دانشجو هستيم ، اگر دانش آموز هستيم ، اگر کارمند اداره اي هستيم ، اگر شغل آزاد داريم ، اگر همسري هستيم و ...

بياييد با يک واکاوي ساده ، ببينيم که اين مشکل چرا براي ما مشکل است ؟

 

-          دانش آموزي که مي خواهد مساله هندسه يا رياضي يا فيزيک را حل کند . چه زماني مي گويد اين مساله خيلي مشکل است ؟ وقتي که بين مفروضات مساله و خواسته سوال نمي تواند ارتباط منطقي برقرار کند . و همين عدم کشف ارتباط براي او مساوي است با پيچيدگي .

-          همسري که با غرغرهاي همسرش و نيش هاي خانواده اش مواجه مي باشد و نمي داند که با داشتن امکانات محدودش چگونه مي تواند خود را از اين مخمصه برهاند  ؟

-          دانشجويي که با هزار دردسر وارد دانشگاه شده و در ترم اول خود را با رشته اي مواجه مي بيند که اصلا شناختي از آن ندارد . يا اگر دارد اصلا مورد علاقه اش نيست . تا سر خود را بجنباند با کوله باري از درس هاي نخوانده مواجه است و الان هم شب امتحان است . در همين گير و دار پدرش هم از شهرستان زنگ مي زند که مادرت حالش به هم خورده و او را بيمارستان برده ايم . واي چه شود ؟

-          کارمندي که با دستورهاي چپ و راست رئيسش مواجه است و نمي داند با توجه به مشکلات خودش و توانائي هاي محدودش چگونه مي تواند رئيس را بگونه اي راضي کند که خودش حداقل ناراضي نباشد .

-          بيماري که به پزشکي  مراجعه نموده و او توصيه نموده ليوان دستت هست بگذار زمين وبرو بيمارستان و هر چه زودتر بايد ديسک کمرت را عمل کني و الا قطع نخاع مي شوي . سپس يه پزشک دومي مراجعه مي کند ولي او مي گويد  اولي بيخود گفته و من تو را بدون عمل جراحي خوب خوبت مي کنم .

-          دختري که مي خواهد ازدواج کند ولي خواستگاري براي او نيست و پسري که زن مي خواهد و هرجايي مي رود به او مي گويند نه !

-          کاسبي که با هزار قرض و قوله مغازه اي را اجاره کرده ،کالاهاي مغازه را چيده ولي  بخاطر نبود مشتري فعلا مگس مي پراند .

-          معلمي که با هزار مشکل وارد کلاس مي شود و ذهنش را متمرکز کرده تا درسي را که با دشواري يادگرفته به دانش آموزش تعليم دهد ولي دانش آموز يا دانشجو اصلا علاقه اي به گوش دادن ندارد  .

 

اگر خوب دقت کنيد هرکدام از موارد فوق براي ما نوعي پيچيدگي ايجاد مي کند و به دليل همين پيچيدگي است که مي گوييم ما با مشکل مواجهيم . دراين موارد اکثر مواقع حس مي کنيم با تلاش بيشتر نتيجه بهتري بدست نمي ايد و بفهمي نفهمي بر مشکل هم افزوده مي گردد . واي به حال اينکه با اجراي نسحه غلطي خود را به با دست خود به چاه راه حل هايي مثل اعتياد هم بياندازيم .  

اينک بياييد پيچيدگي هاي ساختگي را که در اطراف ماست شناسايي کنيم .

-          101 قانون موفقيت !

-          هزار و يک رمز و راز زندگي تو .

-          99 عامل شکست .

-          جلسه مهمي در ساعت 10 داشته ايم . يک ساعت با موقعيت جلسه فاصله داشته ايم . دير راه افتاده ايم و بيست دقيقه دير رسيده ايم و در مقابل چشمان غضب آود حاضرين جلسه تنهاراه فرارمان پيچيدگي سازي حاصل از حداقل 2 عامل حسي و فراحسي است : واي از دست زندگي ! بچه ام ديشب تا صبح از درد به خود مي پيچيد و اول صبح بردمش اورژانس الان دارم از آنجا مي آيم . تازه ترافيک سنگيد خيابان ها هم که نگو !

-          شب سالگرد ازدواجتان است و شما يادتان نبوده . وارد منزل شده ايد و همسرتان را مي بينيد که خانه را براي يک جشن کوچک سالگرد ازدواج آماده کرده . در يک لحظه تصميم مي گيريد که آماده نبودنتان و مخصوصا نخريدن هديه سالگرد را توجيه کنيد (حتما بايد تعدد عوامل را در نظر داشته باشيد تا با ايجاد پيچيدگي حاصل از آن موفق شويد ) : قيافه اي بسيار ناراحت مي گيريد و دو سه ماجرايي  را که در محل کار برايتان پيش آمده و شما را تا مرز اخراج پيش رانده ، مي سازيد و با آب و تاب تعريف ميکنيد . حال نوبت همسرتان هست که بايد دلداري تان دهد !

-          شما را نزد روانشناس کارداني مي برند و او براي رفع مشکل افسردگي تان ، مجموعه تست 559 تايي را تقديمتان مي کند ! اما چون شما بيماريد و غيرکارشناس نمي توانيد و اصلا حق نداريد چون و چرا کنيد و الا حداقل سه عامل ديگر به بيماري رواني تان اضافه مي شود . اين از نظر روان شناسي يعني 50جلسه روان درماني و از نظر روانپزشکي يعني نسخه بالابند 15 قرص در شبانه روز به همراه بستري شدن حداقل يکماهه دربيمارستان رواني !

-          در بخشي از وجود عزيزتان احساس درد مي کنيد و پزشکي که از چندين مرکز آزمايشگاهي پورسانت ثابت ماهيانه دريافت مي کند ، انجام 5 آزمايش در 3 مرکز تخصصي آزمايشگاهي تقديمتان مي کند .

-          مداحي که بايد در مجلس عزاي امام حسين عزاداران را با صداي بلند بگرياند . پس بايد عزايي بسيار حزين بسازد و دائما فرياد بزند که حتما با چشمان گريان فرياد بزنيد تا خدا حاجتتان را براورده سازد .

-          خود رو سازي که مجبور است خودرو توليدي را بدون قرارداد انتقال تکنولوژي دربازار رقابتي با پايين ترين قيمت بفروشد و مشتريان خود را در ارائه خدمات پس از فروش سرکيسه کند : مي گوييد چگونه ؟ با ايجاد پيچيدگي براي نياز به کارشناسان خبره خودروساز : سيستم استارت را زير موتور و بالاي جعبه دنده و ميل لنگ مي بندد ( تا نه از بالا و نه از پايين امکان دسترسي وجود نداشته باشد ) و از نظر ساختاري کاري مي کند که پس از 600 بار استارت زدن ماده مصرفي آن ( زغال مانندي که در سيستم استارت هاي سابق بود ) تمام شود ! (مقصودم خوروهاي فرانسوي است )

-          معلمي که بايد درسي  را بدهد که خوب برآن مسلط نيست . از کجا شروع مي کند  . از جايي که دانش پژوه فکر کند بخاطر ضعف در مطالب پايه اي با پيچيدگي درس مواجه است و نمي تواند مطلب را بفهمد . واي از زماني که چنين معلمي جزوه اي هم براي امتحان بدهد . تنها بايد  خط به خط و کلمه به کلمه جزوه اي را که چيزي از آن نمي فهميد حفظ کنيد ولي شما قدرت حافظه پاييني داريد .

-          شاگردان درس فلسفه : سال اول هم ما مي فهميديم و هم استاد . سال دوم ، اگرچه ما نمي فهميديم ولي استاد مي فهميد . سال سوم ، نه ما مي فهميديم و نه استاد . اما اشکالي ندارد زيرا براي بسياري فلسفه يعني تفلسف  . مي گوييد تفلسف ديگر چيست ؟ مي گويم بسيار ساده : چيزي را جوري بگو که هيچکس نفهمد . حتي خودت !

-          فردي که مي خواهد امکان تقليد امضايش به حد صفر کاهش يابد : شونصد خط و دايره و نقطه براي يک امضا ! دست آخر  از نظر کارشناسان اين مصداق راحت ترين مورد براي جعل امضا است !

-          شرکت تبليغاتي که مي خواهد با ساختن يک تراکت تبليغاتي براي شرکت آنچناني پول خوبي دريافت کند ، اين شگرد تبليغاتي را پايه کار قرار مي دهد : ابهام = جذابيت  

نتيجه : فردا صبح 500 بار تلفن شرکت زنگ مي خورد ، کارمندان بخت برگشته با تمام وجود مايه مي گذارند . ولي هيچيک موفق نمي شوند  ! از نگاه صاحبان شرکت : مشکل جايي در سيستم بازاريابي و فروش شرکت است ! درصورتي که حقيقت چيز ديگري است : تلفن ها براي دريافت پاسخي به حس کنجکاوي حاصل از ابهام در تبليغ است و نه خريد . پس مشکل در تراکت تبليغاتي است !( عامل پيچيدگي : محل درد جايي غير از محل درمان است ! )

-          فرزندي که بايد ساعت 9 منزل باشد و بخاطر شب گذراني با دوستان ساعت يازده شب به منزل رسيده و در مقابل چشمان عصباني پدر ، حداقل 3 تصادف عجيب و غريب در مدرسه و سر راه و دست آخر در مترو مي سازد تا به جاي غرغر شنيدن  و احيانا ... ، نوازش هم بشود !

-          مردي که مي خواهد همسرش را طلاق دهد – چون عاشق دختر جواني شده و او شرط وصالش را طلاق همسر اول قرار داده – چه شود ؟ اگر قرار است وجاهت باقي بماند لازم است عوامل متعدد و پيچيده اي ساخته شود که از نظر هر عاقلي راهي جز طلاق باقي نماند !

-          رييس جمهوري که وعده هاي متعدد و غير ممکن قبل از انتخابش او را وادار مي سازد علل عدم تحقق آن ها را بخاطر پيچيدگي هاي دشمنان متعدد فرضي معرفي نمايد . پس حداقل وجود سه دشمن فرضي داخلي و بيروني و ايجاد روابط پيچيده همکاري مزورانه انان براي ايجاد ناکارامدي  راه نجاتي است براي او و تيم کارامدش .

-          روز بروز به تعداد علوم بين رشته اي براي حل مشکلات بشري افزوده مي شود اما متاسفانه  همين امر موجب افزايش پيچيدگي مي شود .

آيا اين مثال ها مي تواند ذهن زيباي شما را براي يافتن مثال هاي عيني در زندگي تان روان سازد . من منتظر مي مانم براي حداقل بيست پاسخ کاربردي ديگر .

کتاب رهبري و مديريت زمان 88 با فرمت کلاسوري و مطالب و سي دي آموزشي جديد منتشر شده است .

دفتر فروش تهران : 22873974

آدرس : پاسداران ، سه راه ضرابخانه ، خيابان شهيد ناطق نوري ، بوستان کتاب ، نشر شهر 

متقاضيان شهرستاني مي توانند با دفتر تهران تماس بگيرند و راهنمايي لازم براي دريافت اين مجموعه در شهرستان مورد نظر خود را دريافت کنند .

 

 

نوشته شده توسط سعيد رجحان | تاريخ: پنجشنبه 6/1/1388