موضوع: رهبری خویشتن

هو العزيز

 

با عرض تبريک ميلاد يگانه بانوي هستي بخش ، حضرت زهرا سلام الله عليها .

 

 

چرا بايست رنج آفريدن ؟

 

در آخرين بحث از اين سلسله گفتار ، برايتان نوشتم که سوال بنيادين اين بحث ، از اين قرار است :

آيا واقعا خدا بشر را براي رنج بردن در اين دنيا خلق نموده است ؟

 

و اين سوال اگر چه تا به حال تصريحا مطرح نشده ولي از مضامين پاسخ ها مي توان دريافت که

درطول تاريخ ، ادبيات حاکم بر جامعه بشري تلويحا بر اساس پاسخ مثبت به آن ، و در ساختار  ستايش رنج و طرح آثار مثبت آن در رشد انسان ارائه شده  است .

 

اما توضيح دادم  که عامل رنج ، دو امر است :

کثرت ( در مقابل وحدت ) و پيچيدگي (در برابر سادگي ) .

و اين دو  ، از آثار 'حق' نيستند . پس مخلوق 'حق' نيز نيستند .

و گفتم بحث را بايد در دو مرحله پيش برد :

مرحله اول : ارائه  ارشاداتي  از حقانيت محض ( يعني خدا ) و کساني که احيانا به اين حقيقت دست يافته اند ؛ تا ما را به درک عميق تري از اين بحث راهنمايي کند . در اين مرحله کلمات مترادف در گويش عرفي را هم بايد بررسي کنيم : سختي ، فشار ، تلاش . همچنين مصاديق رفتاري مثل گريه کردن ، عصباني شدن ، از کوره در رفتن ، غرغر زدن ، مقصر شناختن و ...

و مرحله دوم بررسي مصاديق نقضي  که در ارشادات الهي و بعضا در رفتار الگوهاي بشري با آن مواجه مي شويم .

اينک مرحله اول :

بيائيد مضامين دهها آيه از آيات قران را با هم مرور کنيم  ( در مرحله اول از روش اثباتي استفاده مي کنيم و در مرحله دوم از روش ابطالي . پس ابتدا مصاديق آياتي را که به مضمونش اشاره مي کنم ، جستجو کنيد . اقدام کنيد تا خود ماهيگيري را بياموزيد . )

گام اول : صفات خدا و انسان را مورد بررسي قرار مي دهيم  :

الله و هو الحق ، واحد است و بسيط ( مرکب نيست تا پيچيده باشد  ) .

 

کدام وصف از اوصاف پروردگار است که مي توان از آن بوي پيچيدگي استشمام کرد و کدام وصف از اوصاف ما انسان هاست که با پيچيدگي سازگار نيست ؟

راستگويي يا دروغ گويي ؟

هدايت ياضلالت ؟

حکمت يا جهالت ؟

غنا يا فقر ؟

سلامت يا بيماري ؟

و ده ها وصف ديگر ...

اينک در نظر بگيريد که ما در مقابل چه وصفي است که احساس رنج مي کنيم :

راستگويي يا دروغ گويي ؟

هدايت ياضلالت ؟

حکمت يا جهالت ؟

غنا يا فقر ؟

سلامت يا بيماري ؟

و ده ها وصف ديگر ...

 

گام دوم : افعال خدا و انسان را مورد بررسي قرار مي دهيم :

وقتي خدا مي خواهد نمرود را به هلاکت برساند ، چه مي کند ؟ آيا لشگر کشي با هزاران پياده نظام و سواره نظام و دهها کشته و زخمي و .... ؟

در سوره يس پس از کشته شدن حبيب نجار توسط کفار  خداوند چه کرد ؟ لشگر کشي کرد ؟

و ما انزلنا من بعده من جند من السماء و ما کنا منزلين . ان کانت الا صيحه واحده ، فاذا هم خامدون !

و دايما در آيات متعدد تکرار مي کند :

ان کانت الا صيحه واحده فاذاهم جميع لدينا محضرون ...

و وقتي انسان مي خواهد صدام ها را دستگير کند ، چه مي کند ؟

وقتي خدا مي خواهد مزد و پاداش کاري را بدهد چه مي کند و وقتي انسان ها مي خواهند مزد و پاداش دهند چه مي کنند ( مقصودم سيستم هاي متعدد حقوق و دستمزدها در سازمان هاست ) ؟ 

وقتي خدا مي خواهد بيماري را شفا دهد ( مثلا پشت پنجره فولاد – نمونه عيني اش ايوب پيامبر ) و وقتي انسان ها مي خواهند که بيماري را معالجه کنند ، چه مي کنند ؟

وقتي خدا مي خواهد زليخا ها را در محکمه قضايي رسوا کند و وقتي انسانها مي خواهند خائن ها را محکوم نمايند .

وقتي خدا مي خواهد خودش را اثبات کند ( اول با نام خودش آغاز مي کند ، دهها آيه درباره خودش مي گويد و سپس مي پرسد : ا في الله شک ؟ و باز هم با همان شيوه قبلي ادامه مي دهد  ... ) و وقتي انسان ها مي حواهند خدا را اثبات کنند ( علم عريض و طويل کلام مي سازند و براهين کذا و کذا ) ....

وقتي خدا اراده مي کند انساني خلق کند و وقتي انسان مي خواهد گوسفند شبيه سازي شده اي را توليد نمايد .

وقتي خدا اراده مي کند بچه اي را از دست فرعون نجات دهد ( او را در در آغوش فرعون قرار مي دهد ! ) و وقتي همان بچه بزرگ شده (قبل از پيامبري ) ، خود مي خواهد از دست همان فرعون فرار کند .

وقتي خدا اراده مي کند پيامبري را برگزيند و وقتي انسان ها اراده مي کنند فردي را انتخاب کنند .

 

اينک ببينيد که ما در برابر کدام رفتار احساس رنج داريم ؟

 

گام سوم : اقوال خدا و انسان 

حديث قدسي : الله : العلم نقطه کثرها الجاهلون ( علم  نقطه اي است ؛جاهلين آن را متکثر مي کند . )

دقت کنيد که در حديث فوق نقطه در مقابل کثرت بکار رفته . پس به عنوان سمبل امر واحد است . و سابقا توضيح دادم که پيچيدگي و سادگي از لوازم کثرت و وحدت است .

 

اقوال انسانها : بيماري .... امر پيچيده اي است .

اوضاع در .... بسيار پيچيده است .

انتخاب .... امر پيچيده اي است .

و ....

 

اما در طول تاريخ معدودي بوده اند که با ادبياتي متفاوت چنين سروده اند :

آن دل که توئي در وي غمخانه چرا باشد

چون گشت ستون مسند ، حنانه چرا باشد

غمحانه دلي باشد کان بي خبر است از تو

چون جاي تو باشد دل ، غمخانه چرا باشد

.....

رو سوره يوسف خوان تا بشنوي از قرآن

حق است حديث عشق ، افسانه چرا باش

فيض است ز حق خرم ، هرگز نخورد او غم

چون يافت عمارت دل ، ويرانه چرا باشد

ملا محسن فيض کاشاني

 

آيا بازهم  نيازمند مصاديق تاييدي هستيد ؟ اگر پاسخ تان مثبت است سوره هاي مربوط به قصص انبياء را مرور  کنيد تا در هر سه گام وفور آيات را در موضوع بحث مشاهده کنيد . البته کتاب هايي هم با همين عنوان به زبان فارسي  چاپ شده است . اين داستان ها را قبل از قبر و قيامت بخوانيم .

براي ادامه راه ، حداقل 20 مصداق تاييدي از آيات قران و روايات و در نقطه مقابل موضع انسان هاي رنج کش در زندگي شان را ارائه دهيد .

بادا ياد بگيريم که از رنج رهايي بايد يافت !

ياد بگيريم که مديريت کردن ريگ در کفش ، عين احمقي است . ياد بگيريم فرصت را از دست ندهيم : لحظه اي بايستيم . کفشمان را دربياوريم . و بسادگي آن را  دور بياندازيم  .

چنين باد !

 

 

 

نوشته شده توسط سعيد رجحان | تاريخ: يکشنبه 24/3/1388