|
هو العزيز شنبه 4 اسفند ماه 1386 ( هفته 49) مصادف با : 15صفر 1429 و 23فوريه 2008 روابط همسران (4) در هفته گذشته از پاراديم حاکم بر ازدواج سخن گفتيم . اينکه در ذهن بسياري از مجردها ، ازدواج يعني همه چيز و الا هيچ . و اينکه به جاي آن مي توانيم پارادايم ديگري برگزينيم . به عنوان نمونه : ازدواج را عاملي براي رشد ، آن هم به عنوان شرط لازم و نه شرط کافي ، ببينيم و بر اساس آن ، چگونگي عامل رشد بودنِ آن را در زندگي خود، به طور مصداقي شناسايي نماييم . اينک مي خواهم کمي بيشتر به وجه اين رشد بپردازم . اگر دقت کرده باشيد هر يک از ما با سه 'خود ' مواجهيم : 1 – خودِ واقعي(real self) که با تمام مشخصاتش براي خودمان قابل شناسايي است . مثلاً مي دانيم که زود عصباني مي شويم يا خيلي صبور و خونسرديم . يا از نظر علمي داراي چه توانمندي هايي هستيم و از چه ضعف هاي رنج مي بريم. 2 – خودِ ايده آل(ideal self) که براي ما همچون يک نمونه کامل است . از آنچه ضعف است مبرا بوده و به آنچه خوبي است متصف . 3 – خودِ عمومي(public self) که نتيجه شناخت ديگران از ماست و اکثراً با خود واقعي ما فاصله زيادي دارد و ' يوم تُبلي السَرائِر ' روز آشکار شدن همين خودِ عمومي ما براي ديگران است که احتمالاً مايه آبروريزي مي باشد . حال توجه کنيد که اکثر ما در ارتباطاتمان ، خودِ نزديک با خودِ ايده آل را به نمايش مي گذاريم که با خودِ واقعي ما بسيار فاصله دارد . در نتيجه خودِ عمومي ما نيز به خودِ ايده آل نزديک مي گردد . به عنوان مثال خودم را فردي انتقاد پذير معرفي مي کنم (درحالي که نيستم و پس از هر انتقاد ، تمام وجودم پر از خشم و کينه و نفرت از انتقاد کننده مي شود ) و با ظاهرسازي ، کاري مي کنم که آنان باور مي کنند که فردي انتقاد پذير هستم . اينک در نظر بگيريد که ما در چنين شرايطي چقدر بايد نقش بازي کنيم ( البته در بسياري موارد به طور خودناآگاه ) و چقدر بايد مواظب باشيم تا لو نرويم . (البته اين هم به لحاظ فطرت حب ذات کاملا طبيعي است ) و خوب ، شايد اين بازي در مواردي که زمان ارتباط ما کوتاه است ، خيلي سخت نباشد ؛ اما در زندگي بيست و چهار ساعته زناشويي وضع خيلي متفاوت است . زيرا به گونه اي در معرض همه نوع مسائل و مشکلات – به لحاظ کمي و کيفي قرار مي گيريم که ديگر به طور کامل نمي توان نقش بازي کرد و بالاخره برخي چيز ها در معرض لو رفتن قرار مي گيرد . اما اختلافات همسران از همين جا آغار مي گردد . زيرا به خاطر همان ويژگي حب ذات ( اما با رفتاري غيرهوشمندانه )مي خواهيم لاپوشاني کنيم و لذا در مقام دفاع و توجيه آن چيزهايي قرار مي گيريم که در صدد آشکار ساختن خودِ واقعي ماست . اما طرف مقابل که با چشم خود دم خروس را مي بيند ، زير بار نخواهد رفت و ما هم که چون کبک سرمان را زير برف پنهان ساخته ايم ، تلاش بيهوده مي کنيم . اما اگر هوشيار باشيم ، از اين موقعيت به خوبي براي رشد خود واقعي استفاده مي کنيم و براي تغيير و ارتقاي خود اقدامات لازم را به عمل مي آوريم . به عبارت ديگر در اين موارد اولا بايد خوشحال شويم که هر چه زودتر به ضعف هاي خود پي برده ايم ( ضرر را هرجا جلويش را بگيريد منفعت است . ) و ثانيا با همکاري دلسوزانه با همسرمان راه هاي برطرف نمودن اين ضعف ها را بررسي نموده و با کمک او مي توانيم اقدام لازم را به عمل آوريم . توجه داشته باشيد اعتراف خالصانه به اشتباه و ضعف ، هرگز چيزي از شخصيتتان نمي کاهد و برعکس نشانه رشد شحصيت شما ست و لذا محبوبتر مي شويد . هرگز در اين موارد احساس شکست نکنيد . زيرا هر وقت احساس کنيم که کامل شده ايم بايد راهي بهشت زهرا شويم. بنابراين تنها احمق ها هستند که در اين دنيا مي خواهند همه چيز کامل باشد! به فضل الهي ، در هفته آينده ، به بيان عواملي که مي تواند در اين همکاري صميمانه بين همسران، ما را مدد رساند ، مي پردازيم . اما تا قبل از آن حواسمان باشد که هر چه در ابتداي ازدواج و يا در دوره نامزدي و بعدا هم براي بچه هايمان بيشتر خالي ببنديم ، وضع را در آينده براي خودمان دشوارتر مي کنيم . پس لطفا هوشمندانه خود را به ديگري معرفي کنيد .
|