|
هو العزيز شنبه 3 فروردين 87 (هفته 1 ) مصادف با : 14 ربيع الاول 1429 و 22 مارس 2008 فرا رسيدن بهار عزيز در سال جديد را که مقارن با سالگرد ميلاد با سعادت پيامبر گرامي اسلام و امام جعفر صادق عليهما السلام مي باشد ، به يکايک شما عزيزان تبريک مي گوييم و اميدواريم همواره شاد و با نشاط و در کمال صحت و سلامتي و با توکل بر پروردگار در انجام کارهاي بزرگ در سال جديد موفق و پيروز باشيد . يک توجه ويژه : در سال 1387 دو بار درسالگرد ميلاد با سعادت پيامبر گرامي اسلام (ص) و امام جعفر صادق عليه السلام شرکت مي کنيم و از عنايات اين بزرگواران بهره مند مي شويم . بادا که از اين فرصت ها بهترين استفاده ها را بنماييم . در ضمن از اينکه سايت در سه هفته اخير با مشکلات فني مواجه بود و در روند مباحث اخلال ايجاد شد از يکايک شما بزرگواران پوزش مي طلبيم . روابط همسران (5) در مباحث قبلي گفتيم که مي توان ازدواج را عاملي براي رشد ، آن هم به عنوان شرط لازم و نه شرط کافي ، ببينيم و بر اساس آن ، چگونگي عاملِ رشد بودنِ آن را در زندگي خود، به طور مصداقي شناسايي نماييم . و نيز در ضمن تبيين مبحث خودِ واقعي و خودِ ايده آل و خودِ عمومي ، توضيح داديم که اکثر ما در ارتباطاتمان ، خودِ نزديک با خودِ ايده آل را به نمايش مي گذاريم که با خودِ واقعي ما بسيار فاصله دارد . در نتيجه خودِ عمومي ما نيز به خودِ ايده آل نزديک مي گردد . به عنوان مثال خودم را فردي انتقاد پذير معرفي مي کنم (درحالي که نيستم و پس از هر انتقاد ، تمام وجودم پر از خشم و کينه و نفرت از انتقاد کننده مي شود ) و با ظاهرسازي ، کاري مي کنم که آنان باور مي کنند که فردي انتقاد پذير هستم که اين امر موجب بروز مشکلات متعددي در ارتباطات ما مي شود . اينک به اين بحث از منظر ديگري نگاه مي کنيم . در مواردي که ارتباط همسران بر اساس ايجاد يک رابطه عميق عاشقانه آغاز مي گردد ، عاشق مي خواهد ، محبوبش را کامل ببيند . پس از منظر عاشق ، آنکه نيازمند کمال و دستگيري و رفع نقص مي باشد ، اوست و بايد محبوب، کامل و بدون نقص،مظهر ناجي و کرامت نفس باشد که به طور کامل او را درک کند و ... حال ببينيد چه مي شود وقتي محبوب بيچاره چنين انتظار عظيمي را برآورده نمي سازد . چرا که نمي تواند ! نه اينکه نمي خواهد . واقع امر اين است که او نيز به اندازه محبوبش و شايد هم بيشتر ناقص است . پس به طور کامل نمي تواند او را درک نمايد . او به عنوان يک فرد از يک جنس (مرد يا زن ) زبان خاصي براي تفاهم را درک مي کند و چون نمي داند زباني که محبوبش با آن سخن مي گويد با آنچه او مي فهمد معناي متفاوتي دارد ، آغاز مشاجرات پيچ در پيچ فرا مي رسد . لطفاً به اين اختلاف ها که لازمه دوجنس متفاوت است ، توجه کنيد : زبان مردانه: من گرسنه ام=من گرسنه ام. خوابم مي آيد=خوابم مي آيد. خسته ام= خسته ام. زبان زنانه: ما احتياج به صحبت کردن داريم = من ناراحت هستم. ما احتياج داريم...=من مي خواهم. متأسفم...=شما متأسف خواهي بود. من ناراحت نيستم.=البته که من ناراحتم! چقدر منو دوست داري؟=کاري کردم که خوشت نمي آد. تصميم با توست=تصميم ِدرست ديگر، بايد معلوم شود. بسيار خوب ادامه بده=نمي خواهم ادامه بدهي. بنابراين زن بيشتر ترجيح مي دهد کنايه اي حرف بزند و به طور غير مستقيم مطلب مورد نظرش را انتقال دهد . اما مرد ترجيح مي دهد که آنچه در ذهنش مي باشد به طور مستقيم انتقال دهد . زن چگونه گوش مي کند: زن معني حرفهاي ديگران را از لحن و حرکات بدني گوينده درک مي کند.بسيار معمول است که زن در ده ثانيه پنج تا شش عبارت تأييدي به کار مي برد تا گوينده را تشويق به ادامه صحبت کند. صورت زن آيينه عباراتي است که گوينده ادا مي کند. مرد چگونه گوش مي کند: بيولوژي پهلوان مرد او را وادار مي کند که هنگام گوش کردن منفعل باشد و احساسش را آشکار نکند. اين صورتک بي احساسي که مرد به چهره دارد سبب مي شود که وضعيت را تحت کنترل داشته باشد. اما اصلاً به اين معني نيست که تغييرات عاطفي در او به وجود نمي آيد.اسکنهاي مغزي نشان مي دهد که مرد به شدت زن، احساس عاطفه مي کند، اما از ابرازش خودداري مي کند. ( با استفاده از کتاب زنان و مردان با هم برابرند ؟ ) اينک چه بايد کرد ؟ آيا نبايد عاشق شد ؟ و يا مي توان زبان عشق را ناديده گرفت و از عاشق خواست که واقعيت ها را بدون عينک ببيند ؟ و يا اينکه ... به نظر مي رسد اگر اصل اينکه ازدواج عاملي است براي رشد ، را بپذيريم ؛ به اين معناست که بپذيريم همين عوامل فوق است که موجبات رشد ما را فراهم مي آورند . يعني هر دو طرف به استناد مطالب فوق نيازمند رشدي هستند که به مدد ارتباط عميق عاشقانه ، مي توانند به راحتي ضعف هايي را شناسايي کنند که در موفقيتشان در ارتباط با ديگران نيز بسيار مؤثر است . به عبارت ديگر اين افراد رشد نايافته در ارتباطات ديگرشان هم با مشکل مواجه هستند . اما بروز اين مشکلات( به دليل زمان ارتباط گسترده آنان ) ، در روابط همسران مي باشد . فراموش نکنيم که به زودي پاي فرزندان نيز به اين زندگي باز مي شود و ما براي ارتباط صحيح و عميق با آنان بايد از اين مهارت بدست آمده ، بهترين استفاده را ببريم . تا هفته بعد ، دست حق نگهدارتان !
|