|
هو العزيز شنبه 31 فروردين 87 (هفته 2،3،4،5 ) مصادف با : 12 ربيع الثاني 1429 و 19آوريل 2008 روابط همسران (اخرين قسمت ) چرا پيامبر فرمودند : ' من تزوج فقد احرز نصف دينه ! ' مبحث روابط همسران را از ' عشق ' و تأثير آن در حسن روابط اجزاي هوشمند عالم هستي آغاز نموديم . از رويکردهاي حاکم بر اين روابط گفتيم واينکه مي توانيم بر اساس رويکرد رشد فلسفه ازدواج را شناسايي کنيم . از نقصي سخن گفتيم که به منظور دست يابي به کمال ، ازدواج براي آن ، راه و مسيري ويژه است و توجه داديم که اگر چه تماميت جسماني فرد مجرد از نظر فيزيولوژيک استقلال داشته و براي ادامه حيات نيازمند جنس مخالف نيست ، اما از نظر ابعاد شخصيتي کامل نيست و لذا مي تواند بسياري از ضعف هاي خود را در کنار جنس مخالف شناسايي نموده و از او به مثابه يک مربي براي رشد ابعاد وجودي خويش بهره مند شود . و البته از آسيب هايي که در اين روابط ممکن است بروز نمايد ، نيز سخن گفتيم . و نهايتاً به نکته اي کليدي دست يافتيم : 'عاشق مي خواهد ، محبوبش را کامل ببيند . ' چرا اين عبارت ، نکته اي کليدي را از منظر هستي شناسانه در روابط همسران بيان مي دارد ؟ زيرا به نظر من مي تواند پاسخي دقيق براي پرسش کليدي در ابتداي بحث باشد . اينکه چرا پيامبر فرمودند : ' من تزوج فقد احرز نصف دينه ! ' و چرا ازدواج در ارشادات الهي با اين همه تأکيد مورد توجه قرار گرفته است ؟ اينک کمي توجه کنيد : عاشق مي خواهد محبوبش را کامل ببيند . ولي محبوب حقيقتاً کامل نيست . بنابراين عاشق سرخورده خواهد شد و لذا محبوب او را بر اساس حس جستجوگرايانه اش– بالاخره ( و البته با گذر از فراز و نشيب ها ) – متوجه محبوب کامل و حقيقي اش مي سازد و بر اساس فطرت اصيل خداجويانه اش ، امکان شهود الهي را برايش فراهم مي آوررد و آنگاه که حاصل مي شود ، عشق حقيقي نسبت به معشوق حقيقي تحقق مي يابد ، امکان پرواز و عروجي عظيم را فراهم مي آورد . يعني عشق مجازي، پلي براي عشق حقيقي مي گردد ( المجاز قنطره الحقيقه ) و مسير عشق مقدس الهي از عشق زميني مي گذرد ! بنابراين در مسير کمال ، ازدواج نيمه اي از راه براي نيل و وصول به مقام لقاء الله است . اينک بايد توجه داشت که اگر اين مقام حاصل گردد ، آثارش متجلي مي شود : ' خلق الهي در انسان استقرار مي يابد و رفتار الهي از انسان خاکي صادر مي گردد . ' همچون پروردگارش کريم مي گردد . ستار العيوب مي شود . حليم و صبور و شکور و حکيم و رحيم و غني و ... بادا که دائماً از چنين شاخص هاي روشن و شفافي در ارزيابي دقيق خود در اين مسير کمال غفلت نورزيم و همواره به ياد داشته باشيم که راهي لذت بخش تر از اين مسير قابل تصور نيست . آيا لذتي بالاتر از عفو در اوج قدرت هست ؟ آيا لذتي بالاتر از دستگيري مستمندي در اوج غنا هست ؟ آيا لذتي برتر از به فراموشي سپردن بدي هاي ديگران در اوج هوشياري هست ؟ تا مبحث بعدي ، دست حق ياورتان !
|