|
هو العزيز شنبه 15 تير ماه ( هفته : 17 ) مصادف با : 2 رجب 1429 و 5 جولاي 2008
شهادت امام هادي عليه السلام بر همه شيعيان تسليت باد .
موفقيت پايه در هفته هاي گذشته از موفقيت در امر ارتباطات سخن گفتيم و ان را به عنوان موفقيت پايه مورد شناسايي قرار داديم . اينک پس از بررسي کوتاهي از علل عدم موفقيت مان در ارتباطات ، اين بحث را ادامه مي دهيم . در ابتداي زندگي ، هر فردي بر اساس اتکاي به ديگران مثل پدر و مادر زندگي خود را آغاز مي کند . بر ابن اساس ، فرايند زندگي را از 'تو ' آغاز مي کنيم : ' تو از من مراقبت کن . ' اگر با مشکلي مواجه شوم ، تو مقصر هستي . ' اما کم کم متوجه مي شويم که اين نوع ارتباط ، ارتباط کاملي نيست . و اين در زماني است که 'خود را مي شناسيم و لذا ' من ' متولد مي شود ' من مي توانم . ' اما فرآيند رشد به همينجا ختم نمي شود . زيرا در مرحله بعد ، به شناخت جديد 'ما' دست مي يابيم : ' ما مي توانيم همکاري کنيم .' پس سه مرحله را در فرايند رشد شناسايي مي کنيم : اول : 'اتکا ؛ آنگاه 'استقلال ' و سپس 'اتکاي متقابل ' . اما اگر مراحل فوق را به خوبي طي نکنيم ، با مشکلاتي در امر ارتباطاتمان مواجه مي شويم . مخصوصا مرحله دوم که عامل مهمي در موفقيت هاي بعدي مي باشد :
در بچگي وقتي به زمين مي خورديم ، زمين را دعوا مي کرديم تا مبادا خود را مقصر بشناسيم و مسئوليت کامل نتايج کارهايمان را به عهده بگيريم ! اما اگر چنين باشيم چه مي شود و چه بايد کرد ؟ روابط ما در مسير گوسفند و گرگ و به اصطلاح 'بازنده – برنده ' قرار مي گيرد و البته واضح است که در اينصورت احساس رضايت نخواهيم داشت .
و اما در باره راه حل ، مناسب مي بينم که از گفتار دکتر کاوي در کتاب ارزشمند 'هفت عادت مردمان موثر ' برايتان بگويم : ' ... زماني براي آموزش به مديران شرکت آي بي ام در باره مساله نگرش و ارتباط ، برنامه هايي را تهيه مي کردم . هنگامي که براي اين برنامه تحقيق مي کردم ، عميقا به بررسي کتاب هايي که از سال 1776 در باره موفقيت در ايالات متحده آمريکا منتشر شده بود ، پرداختم . نتيجه مطالعات مطالبي که از 200 سال پيش تا کنون در باره موفقيت نوشته شده بود ، دريافتم که در محتواي اين نوشته ها ، الگويي حيرت انگيز پديد آمده است : مطالب مربوط به موفقيت در 50 سال گذشته مطالبي سطحي و آکنده از فنوني که حاکي از اصلاح هاي سريع و آني بوده است ؛ زخم بند ها و تسکين دهنده هايي که به درد مشکلات فوري مي خورد و موقتا انها را حل مي کند . اما مشکلات مزمن نهفته در درون آنها را دست نخورده باقي مي گذارد . اما درست برعکس ، تقريبا همه مطلب 150 سال نخست ، بر پايه و اساس امور بنيادين متمرکز شده است : ' اموري که بنيان شخصيت انسان را تشکيل ميدهند و تا اين بنيان را محکم و استوار نسازيم ، تکنيک هاي ارتباط موثر ، مثبت انديشي و غيره کارگر نخواهد بود . ' اجازه دهيد بقيه اين مطلب را در هفته آينده پي بگيريم . دست حق نگهدارتان .
|